خانه وبلاگ
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
البرز زاهدی
آرشیو وبلاگ
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
مهر ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
دی ۸٤
شهریور ۸٤
تیر ۸٤
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
لینک دوستان
امین ایزدی ( بایکوت )
منيرو روانی پور
عباس معروفی
اميرشاهی
امير حسين اعتمادی
لیبرالیسم رادیکال
آرش نراقی
مازیار بهروز
رشید اسماعیلی
علیرضا موسوی
جوجو
تیرداد بنکدار
خشت خام
صدای ما
احسان رمضانیان
انزوا
حمید شوکت
سپهر مساکنی
مجتبی بیات (ایست )
مهدی عربشاهی
علی ملیحی
احمد ابوالفتحی
تا فراموشی
ایران فرا
دست نوشته های یک دگر اندیش ( رشید )
نجات بهرامی
شاهین نجفی
سورنا هاشمی
وبلاگ فارسی
ليست وبلاگ هاي فارسي
اخبار ICT
مای پردیس
تالارهاي گفتگو
طراحی وب لاگ
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان
اخبار ایران
1 . دیروز روز خوبی نبود . اعدام دلارا دارابی که در سن زیر 18 سالگی مرتکب قتل شده است ، جنایت به شمار می رود . دیروز او در رشت به دار آویخته شد تا جواب یک جنایت با جنایت بزرگتری پاسخ داده شود . از طرفی در تجمع دیروز روز کارگر که در پارک لاله برگزار شد ، نزدیک 150 نفر بازداشت شدند و قبل از بازداشت بسیاری از آنان مورد ضرب و شتم نیروی سرکوب رژیم واقع شدند . در این میان نام چندین دانشجو هم دیده می شود که از جمله آنان امیر یعقوبعلی ، و چند تن دیگر از فعالین کمپین یک میلیون امضا نیز دیده می شود .
آنچه دیروز را برای من فاجعه بار تر کرد ، خبری بود که امروز دریافت کردم و آن بازداشت دوست فرزانه ، خوش فکر و دانشمند ، مسعود لقمان بود . مسعود لقمان فردی ملی گراست که با درایتی تاریخی ، در زمینه های مختلف پژوهش می کند و وبلاگ بسیار با ارزش " روزنامک " نیز با همت او تداوم یافته است . بیش از هر چیز روشن بینی تاریخی او و نبرد و ستیزش با کلیشه های ویرانگر تاریخی ، و عشقی که در او نسبت به سرزمین پدری زبانه می کشد ، او را برای من ، بی آنکه از نزدیک با او برخوردی داشته باشم ، متفاوت و عزیز کرده است . امیدوارم دوران بازداشتش در زندانهای حاکمیت قرون وسطایی مستقر در ایران ، به طولی نینجامد و او محکم و با اراده بار دیگر ، به فعالیتهای سازنده فرهنگی و سیاسی اش ادامه دهد .
2 . میر حسین موسوی کم کم به چهره ای منفور برایم تبدیل شده است که در هیچ زمینه ای ، حتی در شعارهای دم دستی و کلی اش مرا جذب نمی کند . از اول هم نسبت به او خوش بین نبودم . برخلاف او ، مهدی کروبی فوق العاده حرفه ای به فعالیت انتخاباتی خود ادامه می دهد . مسلما مخاطبان این دو کاندید کاملا متفاوت هستند . شعارهای کروبی ، هوشمندانه ، بر اساس اصول لیبرالییسم ، بخصوص در عرصه مدیریتی و اقتصادی طرح ریزی شده اند . تیمی نخبه و لیبرال مثل عباس عبدی ، محمد علی تجفی ، مسعود نیلی و ... و افراد کار آمد و خوش نامی چون غلامحسین کرباسچی و عماد باقی را در کنار خود دارد و در نهایت علیرغم تمام کاستی ها و کمبودها ، در غیاب نمایندگان و کاندیداهای واقعی مردم و احزاب واقعی ، کار آمد و مومن به بازی آزادی ، می توان از او به عنوان تاکتیکی باری فروکش کردن بحران های بسیار شدیدی که کشور را تهدید می کند ، حمایت کرد . اگرچه هنوز به این جمع بندی نرسیده ام که اساسا با توجه به ساختار متصلب قدرت در شرایط فعلی ، شرکت در شبه انتخابات رژیم ، کنشی مفید محسوب می شود یا اینکه می توان به حداقلهایی از تغییرات در ساختار جمهوری اسلامی از راه انتخاب رییس جمهور امیدوار بود .
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸۸/٢/۱٢ - البرز زاهدی
1 . سال دیگری آمد . از پی سالهای سیاه استبداد سنت و رونق بنیادگرایان از اعماق تاریخ بر آمده برای سرزمین مادریمان ایران ، در عین یاس سالی متفاوت و امیدوار کننده تر را آرزومندم . جمهوری اسلامی سی سال است که مستقر شده و در هیچ زمینه ای کارنامه ای مثبت نداشته است و تنها با عزمی راسخ ، ایران ما را که در مسیر توسعه و قدرت و پیشرفت حرکت می کرد به منجلاب تاریکی و فساد در غلتانده است . سال جدید ، در حالی آغاز می شود که چند روز پیش ، نویسنده ای که به دلیل ابراز عقیده به زندانهای مخوف رژیم خطرناک ایران افتاده بود ، بر اثر سکته قلبی در گذشت و بار دیگر جمهوری اسلامی که ید طولایی در از بین بردن محالفان سیاسی خود دارد ، داغ جوانی را بر سینه مادری گذاشت که فرزندش تنها به جرم آگاهی و اراده معطوف به آزادی به ضیافت مرگی چنین شوم دعوت شده است . دوستان دیگری در بندند و اهالی ارتجاع سیاه اجازه ملاقات آنان با خانواده هایشان را نمی دهند تا در دوران شکنجه روحی این عزیزان دلیر ، خللی ایجاد نشود . سالی که می آید بی گمان به سیاق سالیان قبل سالی سخت برای ایران و ایرانی خواهد بود . تنها از سر یاس آرزومند پایان روزهای سیاه و شوم زاییده ارتجاه سرخ و سیاه برای ایران عزیزمان هستم . تنها می دانم توسعه و آزادی و جمهوری اسلامی مترادف یک دیگر قرار نمی گیرند و مسلم است که انتخاب من آزادی و توسعه خواهد بود نه هر نظام مقدس و نا مقدس دیگری که میهن را به خاکستر فاجعه نشانده است .
2 . انتخابات ریاست جمهوری در راه است . مدام باید به خویشتن تشر بزنیم که علایق و احساسات را کنار گذاشته و بر اساس اصل هزینه و فایده و هزار و یک استدلال کوفت و زهرمار ، انتخابات جمهوری اسلامی را جدی بگیریم . از بین الیگارشی محدود و بی خطر رژیم باید دید کدام گزینه آتش روشن زیر این قابلمه وطن گونه را سردتر می کند . انتخابات جمهوری اسلامی هیچ ارتباطی با انتخابات واقعی رایج در جهان آزاد ندارد و روشی است برای ایجاد مشروعیت قانونی برای کاستی که الیگارشیک حول قدرت سیاسی تجمع کرده اند . خاتمی ، پس از کرشمه فراوان جا زد و خود را از صحنه انتخابات کنار کشید .میر حسین موسوی با گفتمانی نه چندان اصلاح طلبانه و با ادبیاتی منسوخ انتظار همراه کردن اصلاح طلبان را نیز با خود می کشد . این بیش از هر چیز نشانه اشتهای بالای او به خاطر دوری بیست ساله از قدرت دارد . کروبی هم مانند رقاصی هر جایی حاضر است با هر ساز ناکوکی برقصد ، اما مسلما با رسیدن به قدرت تنها نقش رقاص دربار را باید ایفا کند . به نظرم معقولانه ترین کار حمایت از عبدالله نوری باشد یا در غیاب او به یک کاندیدای معتدل تر جناح تمامیت خواه تر رژیم ، می توان رای داد . در این زمینه به نظر نمی رسد زمان لازم برای تصمیم گیری فرا رسیده باشد .
3 . تصمیم گرفته ام دوباره بعد از عید فعال تر از قبل بشوم . گویا خدا در سر برخی حسابی اسانس قرمه سبزی ریخته است و ما از آن جمله ایم . هر چند وقت یک بار هزینه فایده می کنم و به خاطر بی تاثیر بودن فعالیت ، عطای کار پراتیک را به لقایش می بخشم و از طرفی ، فشار وضع موجود رهایم نمی کند تا مثل بقیه ، بی خیال و خونسرد به زندگی ادامه بدهم . خودم هم نمی دانم که این ملخک ، این بار نیز می جهد یا این بار گیر سموم باغبان بزرگ می افتد . اگرچه انرژی لازم را برای کار اجرایی کردن مثل سابق در خودم نمی بینم و نمی خواهم هم از مطالعاتم عقب بیفتم ولی ترجیح می دهم از فضا و دوستان خیلی دور نیفتم .
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸٧/۱٢/۳٠ - البرز زاهدی
<!-- /* Font Definitions */ @font-face {font-family:"Cambria Math"; panose-1:2 4 5 3 5 4 6 3 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:roman; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:-1610611985 1107304683 0 0 159 0;} @font-face {font-family:Calibri; panose-1:2 15 5 2 2 2 4 3 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:-1610611985 1073750139 0 0 159 0;} @font-face {font-family:Tahoma; panose-1:2 11 6 4 3 5 4 4 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:1627400839 -2147483648 8 0 66047 0;} /* Style Definitions */ p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal {mso-style-unhide:no; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; margin-top:0cm; margin-right:0cm; margin-bottom:10.0pt; margin-left:0cm; text-align:right; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; direction:rtl; unicode-bidi:embed; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-bidi-font-family:Arial;} .MsoChpDefault {mso-style-type:export-only; mso-default-props:yes; font-size:10.0pt; mso-ansi-font-size:10.0pt; mso-bidi-font-size:10.0pt; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-bidi-font-family:Arial;} @page Section1 {size:595.3pt 841.9pt; margin:72.0pt 72.0pt 72.0pt 72.0pt; mso-header-margin:35.4pt; mso-footer-margin:35.4pt; mso-paper-source:0; mso-gutter-direction:rtl;} div.Section1 {page:Section1;} -->
لزوم تحول در قرائتهای تاریخی
" انسانها تاریخ را می سازند اما نه آنگونه که خود می خواهند . "
مارکس
هر ساله با رسیدن ایام پیروزی " انقلاب اسلامی " همگام با صدا وسیما و بسیاری از رسانه های ایرانی داخل و خارج از کشور ، طبیعتا موجی تبلیغاتی به راه می افتد و هر جریان فکری و سیاسی قهرمانانش را به مخاطبانش معرفی می کند . طبیعی است که قهرمانان انقلاب از دید " جمهوری اسلامی " رژیم برآمده از آن انقلاب ، اشخاص مشخصی هستند و شامل نیروهای مذهبی طرفدار انقلاب می شوند که با حکومت محمدرضا شاه پهلوی در نزاع بوده اند . جریان عمده دیگر " چپها " هستند که این انقلاب را متعلق به خود می دانند و در این ایام ، سعی در نشان دادن این مساله دارند که انقلاب سال 57 ، انقلابی اسلامی نبوده و بعدها رنگ و بوی اسلامی گرفته است . آنها معتقدند " خلق " بر علیه رژیم وابسته به امپریالیسم شاه خروشیده و به دنبال آرمانهای بزرگ چپ در ایران از قبیل برابری ، سوسیالیسم ، استقلال و آزادی ( به روایت مارکسیستی ) و ... بوده است و مسلما در این کار چندان هم موفق نمی شوند ، چرا که شواهد و قراین به تمامی خلاف ادعای آنان است و ماهیت این حرکت بزرگ توده ای را اسلامی نشان می دهد . اساسا تمامی رویدادهای تاریخی در ایران در حال حاضر دچار این دوگانگی تفسیری است که در بسیاری موارد این دو قرائت ، به یک دیگر نزدیک شده و تفسیر واحدی از حقیقت ارائه می کنند . اگر قرائت رسمی گروه فداییان اسلام را تکریم می کند ، چپها چریکهای فدایی خلق را مطرح می کنند ، اگر قرائت رسمی بزرگ ترین مشکل خاندان پهلوی را اسلام ستیزی آنان می داند ، قرائت چپ مشکل را در وابسته بودن شاه به نظام جهانی می بینند و بسیاری از این موارد که می توان وجه اشتراک آنان را در نگاهی ایدئولوژیک به تاریخ جستجو کردند . در هر دو دیدگاه دو جبهه همواره در حال جدال بوده اند ، دوزخیان و مردان حق و تاریخ همواره راوی سر افرازی سپاه حق علیه سپاه باطل است .
اما متاسفانه آنچه امروز مشاهده می شود ، رسوخ این قرائت ایدئولوژیک از تاریخ به افکار تاریخی دموکراسی خواهان و روشنفکران غیر ایدئولوژیک و نیروهای لیبرال و مترقی موجود است . با نگاهی به موضع گیریهای تاریخی بسیاری از روشنفکران ، دانشجویان و فعالان دموکراسی خواه و توسعه طلب می توان دریافت که قضاوت تاریخی آنان نیز با نیروهای ایدئولوژیک همسانی دارد . هنوز صفر قهرمانیان را بسیاری با " عباس امیر انتظام " و اکبر گنجی را که جز از مدارا و روشهای مسالمت آمیز نمی گوید با " امیر پرویز پویان " و " صفایی فراهانی " و " حمید اشرف " مقایسه می کنند و طرفه اینکه بسیارانی قائل به چنین مقایسه هایی نیز نیستند و قهرمانان تاریخی خود را فراتر از انسانهای زنده امروز می یابند .
امروز در عصر جهانی شدن حقوق بشر و لیبرالیسم ، از ساده اندیشانی کم فهم و تندرو که نه با استبداد پهلوی که با مدرنیزاسیون و توسعه و همسویی با جهان متمدن مبارزه می کردند ، چگونه می توان نامی به بزرگی برد . شجاعت و شهامت و پاکی و این صفتها کارایی چندانی برای قضاوت کردن در مورد شخصیتهای سیاسی ندارد و بی گمان در حوزه ادبیات و اخلاق کارایی بیشتری دارد . ترور و خشونت کار مرتجعین ایدئولوژی زده و دشمنان جهان آزاد است و بس . دست به سلاح بردن علیه پاسبانهای بی گناه " سیاهکل ها " و یتیم کردن فرزندانشان اگر جنایتی هولناک تر از قتل جزنی نبوده باشد ، کم تر هم نیست . آنان که دنیا را با عینک تار ایدئولوژی ، تنها سیاه و سپید دنیا را می دیدند و با شهامتی که تنه به تنه بلاهت می زد ، علیه جهان متمدن یا به تعبیر خود امپریالیسم تیغ می کشیدند ، شاید برای پیروان ایدئولوژیهای ورشکسته شده و جهنمی جهان امروز همچنان قهرمان باشند اما برای کسانی که امروز داعیه دفاع از لیبرالیسم و آزادی و جهان مدرن را دارند ، هیچگاه نمی توانند قهرمان به شمار بیایند و این بزرگترین سو تفاهم تاریخی تمام این سالهاست که باید یک بار برای همیشه حل شود .
باید دوباره خواند و دوباره وارسی کرد تا فهمید که آیا واقعا دغدغه چریکهای فدایی خلق و مجاهدین خلق و ... دموکراسی پارلمانی و آزادیهای فردی و سیاسی بوده است یا مبارزه با امپریالیسم و لیبرالیسم و آزادی از جنس آزادی استالینیستی و ایدئولوژیک آن ؟ آیا به راستی کسی که عضو فرقه دموکرات بوده است و علیه تمامیت ارضی ایران دست به کنش زده است اینگونه شایسته تقدیر و بزرگداشت است یا این که در جایی از این قضیه اشتباهی رخ داده است ؟ آیا مصدق السلطنه ، آن پیرمرد پوپولیست که خیابان را پارلمان واقعی می دانست و با لجبازی اش در نپذیرفتن پیشنهادات مناسب برای حل مساله نفت ، تا سالها هزینه زیادی را به مردم ایران تحمیل کرد آن اسوه خدشه نا پذیر آزادی است یا سیاستمداری ناشی و قدرت طلب که با اعمالش زمینه ساز از بین رفتن دموکراسی نیم بند آن سالهای ایران شد ؟! از دیگر سو باز هم مصادیقی هست برای نشان دادن این جابجایی نقشها و ارزشها در تاریخ معاصر ایران که قابل ذکر باشد ، اما مسلما شرایطی می طلبد که نگارنده برای بیان این مصادیق نیازی به خودسانسوری نداشته باشد .
تاریخ ما به بازخوانی مجددی نیاز دارد تا با تفسیری مدرن و هماهنگ با ارزشهای معتبر جهان آزاد ، قهرمانانش شناسایی شوند . مسلما اگر چنین اتفاقی صورت پذیرد ، بی شک جای بسیاری از قهرمان و ضد قهرمانان این تاریخ جابجا خواهد گشت . تاریخی که قهرمانش صفر قهرمانیان ، شخصیتی که به جرم همکاری با تجزیه طلبان و اقدام علیه تمامیت ارضی ایران با تخفیف به حبس ابد محکوم شده بود و ضد قهرمانش قوام ، بزرگ مردی که با کیاست و زیرکی خود تمامیت ارضی ایران را حفظ کرده است باشد ، تاریخی وارونه است و ملتی که الگوی دموکراسی اش ، پوپولیستی است که پارلمان را منحل می کند و اسطوره های آزادی خواهیش ، جانیانی باشند که حاضرند برای حفظ تشکیلات خرابکارانه خود دو نونهال بی گناه را تصفیه فیزیکی کنند ، هیچگاه به سرمنزل مقصود که هیچ ، به کوره راهی منتهی به توسعه و آزادی و پیشرفت هم نخواهد رسید . مسلما بحث حول این محور ، مجالی بسیار گسترده تر می خواهد و شرایطی که بتوان آزادانه مصادیقش را بررسی کرد ، مجال و شرایطی که بدون شک امروز نیست .
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸٧/۱۱/٢٦ - البرز زاهدی
<!-- /* Font Definitions */ @font-face {font-family:"Cambria Math"; panose-1:2 4 5 3 5 4 6 3 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:roman; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:-1610611985 1107304683 0 0 159 0;} @font-face {font-family:Calibri; panose-1:2 15 5 2 2 2 4 3 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:-1610611985 1073750139 0 0 159 0;} @font-face {font-family:Tahoma; panose-1:2 11 6 4 3 5 4 4 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:1627400839 -2147483648 8 0 66047 0;} /* Style Definitions */ p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal {mso-style-unhide:no; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; margin-top:0cm; margin-right:0cm; margin-bottom:10.0pt; margin-left:0cm; text-align:right; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; direction:rtl; unicode-bidi:embed; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-fareast-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} a:link, span.MsoHyperlink {mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; color:blue; text-decoration:underline; text-underline:single;} a:visited, span.MsoHyperlinkFollowed {mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; color:purple; mso-themecolor:followedhyperlink; text-decoration:underline; text-underline:single;} p.MsoListParagraph, li.MsoListParagraph, div.MsoListParagraph {mso-style-priority:34; mso-style-unhide:no; mso-style-qformat:yes; margin-top:0cm; margin-right:36.0pt; margin-bottom:10.0pt; margin-left:0cm; mso-add-space:auto; text-align:right; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; direction:rtl; unicode-bidi:embed; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-fareast-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} p.MsoListParagraphCxSpFirst, li.MsoListParagraphCxSpFirst, div.MsoListParagraphCxSpFirst {mso-style-priority:34; mso-style-unhide:no; mso-style-qformat:yes; mso-style-type:export-only; margin-top:0cm; margin-right:36.0pt; margin-bottom:0cm; margin-left:0cm; margin-bottom:.0001pt; mso-add-space:auto; text-align:right; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; direction:rtl; unicode-bidi:embed; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-fareast-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} p.MsoListParagraphCxSpMiddle, li.MsoListParagraphCxSpMiddle, div.MsoListParagraphCxSpMiddle {mso-style-priority:34; mso-style-unhide:no; mso-style-qformat:yes; mso-style-type:export-only; margin-top:0cm; margin-right:36.0pt; margin-bottom:0cm; margin-left:0cm; margin-bottom:.0001pt; mso-add-space:auto; text-align:right; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; direction:rtl; unicode-bidi:embed; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-fareast-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} p.MsoListParagraphCxSpLast, li.MsoListParagraphCxSpLast, div.MsoListParagraphCxSpLast {mso-style-priority:34; mso-style-unhide:no; mso-style-qformat:yes; mso-style-type:export-only; margin-top:0cm; margin-right:36.0pt; margin-bottom:10.0pt; margin-left:0cm; mso-add-space:auto; text-align:right; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; direction:rtl; unicode-bidi:embed; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-fareast-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} .MsoChpDefault {mso-style-type:export-only; mso-default-props:yes; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-fareast-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} .MsoPapDefault {mso-style-type:export-only; margin-bottom:10.0pt; line-height:115%;} @page Section1 {size:595.3pt 841.9pt; margin:72.0pt 72.0pt 72.0pt 72.0pt; mso-header-margin:35.4pt; mso-footer-margin:35.4pt; mso-paper-source:0; mso-gutter-direction:rtl;} div.Section1 {page:Section1;} -->
1 . در غزه روزهای سختی می گذرد و همه چیز از جنایتی هولناک حکایت دارد . منطق حماس منطق گلوله است و اسراییل نیز نشان داده است که یک گلوله را حتما با ده گلوله پاسخ خواهد گفت . گاهی اوقات بشریت به ریش خودش میخندد . کاش این حیوان وحشی که تکامل یافته ترین موجودات است باری به کارنامه درخشانش گهگاه نگاهی بیندازد . خنده دار است که رسانه های جهان آزاد با سانسور برخی از جزییات در غزه ، به نوعی از کشتار قصابانه اسراییلیها حمایت می کند و بهانه به دست بنیادگرایانی می دهد که اصولا از له شدن کرامت انسانی برای نفی تمامی ارزشهای مستقر در دنیای آزاد بهترین استفاده را می کنند . برایم خنده دار بود که " صدای آمریکا " که مدتهاست حالم را به هم میزند ، برای بررسی بحران غزه مدیر بخش فارسی رادیو اسراییل را دعوت می کند .
2. این روزها صحبت از آمدن میرحسین موسوی جدی شده است . بهر حال میر حسین گزینه به مراتب قانع کننده تری نسبت به خاتمی و کروبی است . اما به طور کلی ، تردید های اساسی تری در مورد انتخابات ایران وجود دارد . مصاحبه " سعید قاسمی نژاد " با ادوار نیوز ، بهترین و جامع ترین تحلیلی بود که در مورد انتخابات خواندم . اگر کسی نخوانده است توصیه می کنم حتما بخواند .
http://www.advarnews.info/idea/8509.aspx
3 . عرصه علوم انسانی واقعا عرصه شگفت انگیزی است . مطالعاتت هر چه بیشتر عمق پیدا کند ، بیشتر به نادانی خودت پی می بری . به این فکر می کنم که چقدر کتاب باقی مانده که نخوانده ام و اینکه چقدر سخت است که بتوانیم با بضاعت ناچیز از دانش و تجارب بشری ، به خصوص در علوم اجتماعی ، موضع گیری صحیحی در مورد امور داشته باشیم . به شخصه بیش از هر چیز در رشته خودم ( علوم سیاسی ) به مطالعات جامعه شناسی سیاسی علاقه مندم و امیدوارم بتوانم در این عرصه پیشرفت داشته باشم . 40 روز بیشتر تا کنکور نماندئه است ، اگر دین و ایمان درست و حسابی دارید حتما برایم دعا کنید .
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸٧/۱٠/۱۱ - البرز زاهدی1 . در غزه روزهای سختی می گذرد و همه چیز از جنایتی هولناک حکایت دارد . منطق حماس منطق گلوله است و اسراییل نیز نشان داده است که یک گلوله را حتما با ده گلوله پاسخ خواهد گفت . گاهی اوقات بشریت به ریش خودش میخندد . کاش این حیوان وحشی که تکامل یافته ترین موجودات است باری به کارنامه درخشانش گهگاه نگاهی بیندازد . خنده دار است که رسانه های جهان آزاد با سانسور برخی از جزییات در غزه ، به نوعی از کشتار قصابانه اسراییلیها حمایت می کند و بهانه به دست بنیادگرایانی می دهد که اصولا از له شدن کرامت انسانی برای نفی تمامی ارزشهای مستقر در دنیای آزاد بهترین استفاده را می کنند . برایم خنده دار بود که " صدای آمریکا " که مدتهاست حالم را به هم میزند ، برای بررسی بحران غزه مدیر بخش فارسی رادیو اسراییل را دعوت می کند . 2 . این روزها صحبت از آمدن میرحسین موسوی جدی شده است . بهر حال میر حسین گزینه به مراتب قانع کننده تری نسبت به خاتمی و کروبی است . اما به طور کلی ، تردید های اساسی تری در مورد انتخابات ایران وجود دارد . مصاحبه " سعید قاسمی نژاد " با ادوار نیوز ، بهترین و جامع ترین تحلیلی بود که در مورد انتخابات خواندم . اگر کسی نخوانده است توصیه می کنم حتما بخواند . http://www.advarnews.info/idea/8509.aspx 3 . عرصه علوم انسانی واقعا عرصه شگفت انگیزی است . مطالعاتت هر چه بیشتر عمق پیدا کند ، بیشتر به نادانی خودت پی می بری . به این فکر می کنم که چقدر کتاب باقی مانده که نخوانده ام و اینکه چقدر سخت است که بتوانیم با بضاعت ناچیز از دانش و تجارب بشری ، به خصوص در علوم اجتماعی ، موضع گیری صحیحی در مورد امور داشته باشیم . به شخصه بیش از هر چیز در رشته خودم ( علوم سیاسی ) به مطالعات جامعه شناسی سیاسی علاقه مندم و امیدوارم بتوانم در این عرصه پیشرفت داشته باشم . 40 روز بیشتر تا کنکور نماندئه است ، اگر دین و ایمان درست و حسابی دارید حتما برایم دعا کنید .
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸٧/۱٠/۱۱ - البرز زاهدی
<!-- /* Font Definitions */ @font-face {font-family:"Cambria Math"; panose-1:2 4 5 3 5 4 6 3 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:roman; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:-1610611985 1107304683 0 0 159 0;} @font-face {font-family:Calibri; panose-1:2 15 5 2 2 2 4 3 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:-1610611985 1073750139 0 0 159 0;} @font-face {font-family:Tahoma; panose-1:2 11 6 4 3 5 4 4 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:1627400839 -2147483648 8 0 66047 0;} /* Style Definitions */ p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal {mso-style-unhide:no; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; margin-top:0cm; margin-right:0cm; margin-bottom:10.0pt; margin-left:0cm; text-align:right; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; direction:rtl; unicode-bidi:embed; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-fareast-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} .MsoChpDefault {mso-style-type:export-only; mso-default-props:yes; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-fareast-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} .MsoPapDefault {mso-style-type:export-only; margin-bottom:10.0pt; line-height:115%;} @page Section1 {size:595.3pt 841.9pt; margin:72.0pt 72.0pt 72.0pt 72.0pt; mso-header-margin:35.4pt; mso-footer-margin:35.4pt; mso-paper-source:0; mso-gutter-direction:rtl;} div.Section1 {page:Section1;} -->
محمد خاتمی بار دیگر به دانشگاه تهران آمد . آمدنی که این بار بر خلاف سال گذشته رنگ و بویی دیگر گرفته بود و طعم تبلیغات انتخاباتی می داد . مراسم اما بدون شک برای برگزار کنندگانش با موفقیت به پایان رسید . همه چیز آن طور که باید پیش رفت . حتی یک نفر از منتقدان دموکراسی خواه خاتمی اجازه نطق زدن پیدا کرد . سالن سرشار بود از اعضای شاخه جوانان حزب مشارکت و دانشجویان عضو انجمن های اسلامی دانشگاه تهران که بزرگترین حامیان جریان معتدل حاکمیت هستند . معدود دانشجویان مستقلی که دارای نگاه انتقادی به بازکشت خاتمی و عملکرد سابق او داشتند هم از سوی حامیان او که به تعدادی شگفت انگیز رخت " انتظامات " به تن کرده بودند ، یا ضرب و شتم شدند ، یا از سالن بیرون رانده شدند و یا در میان همهمه انبوه دانشجویان اصلاح طلب ( از نوع مشارکتی و خاتمی چی ) صدایشان به جایی نرسید . نمایندگان جنبش دانشجویی بیرون از درهای سالن نظاره گر سخنان رییس جمهور سابق و سوت و هلهله حامیانش بودند . تلاشهای دانشجویان منتقد برای ورود به سالن در فضای امنیتی ایجاد شده بی نتیجه ماند . دانشجویان لیبرال متواضعانه خواهان طرح پرسش خود شدند که مسلما جوابی شایسته دریافت نکردند و مورد سانسور قرار گرفتند. این وضعیت برای دانشجویان دموکراسی خواه و نمایندگان دفتر تحکیم و انجمن اسلامی دانشجویی و مستقل دانشگاه امیر کبیر هم تکرار شد . بی آنکه حتی یک جریان منتقد و مخالف اجازه ورود به سالن پیدا کند نماینده مسلما آزادی خواه و اصلاح طلب دانشگاه تهران که اجرای مراسم را بر عهده داشت ، مراسم را با شعار " زنده باد مخالف من " آقای خاتمی به پایان برد و شوی آزادی خواهی آرام آرام به پایان رسید .
من نیز چون بسیارانی بر این عقیده ام که آقای خاتمی به مراتب پیشرو تر ، صادق تر و آزاد اندیش تر از پیرامونیان امروزین خود است . آقای خاتمی صادقانه اعتراف کرد که با وجود موانع ساختاری پیش رو ، چنین بازگشتی جز تکرار شکست و بد تر شدن اوضاع نتیجه ای نخواهد داشت ( در نتیجه باید تدبیری دیگر اندیشید ) . او تلویحا از همراه نبودن گردانندگان اصلی نظام با آرمانهایش سخن گفت و در پرده آمدن شخص دیگری را که حساسیت کمتری روی او باشد و بتواند هر چند کمتر و تدریجی تر اصلاحات را پیش ببرد ، را مفیدتر دانست ( کروبی یا میرحسین یا ... ) . او همچنین از شفاف نبودن مواضع تئوریک اصلاحات گفت و با واقع بینی خطر بزرگ تقلب در آرای مردم را پیش بینی کرد . از رد صلاحیتی گفت که به زعم خاتمی افرادی با صلاحیت تر از خود او را پشت درهای بسته نظام سیاسی نگه میدارد و در بخشی از سخنانش به سستیها و عدم قاطعیت خود در برخی بزنگاه ها اعتراف کرد . به نظر می رسد سخنان خاتمی بیشتر با مخالفان حضورش در انتخابات همسو باشد تا موافقانی که با پشمانی بسته ، جنون وار او را به سوی بازگشت هول می دهند و به هر طریق ممکن و با هر روش اخلاقی و غیر اخلاقی ، شانتاژ ، استفاده از سفسطه و مغالطه ، بازگشت به قدرت را جشن بگیرند . او البته مانند همیشه سخنان پر و پیمانی را ایراد کرد و از آزادی اندیشه گفت و از آزادی گروه های غیر دینی در دانشگاه ، از حق داشتن تشکل مارکسیستها و ... . حرفهایی که چندان جدید نبود و مسلما تا هنگامی که کوچکترین ضمانت اجرایی داشته باشد ، هیچ محلی از اعراب ندارد . این حرفها شعارهایی تو خالی و تبلیغاتی است که ارزش سیاسی ندارد ، چرا که همگان ناتوانیها و سستیهای آقای خاتمی را به خوبی به یاد می آورند . سستیهایی که صدای تک تک اصلاح طلبان ، حتی صدای شیخ محافظه کار اصلاحات ، شیخ کروبی را نیز در آورده بود ، چه رسد به بنیانگذاران پروژه اصلاحات ، حجاریان ها ، عبدی ها ، گنجی ها و علوی تبار ها . اینجا قصد آن را نداریم که دلایل ضعف دولت اصلاحات را ریشه یابی کنیم و این کار حتما فرصتی دیگر می طلبد ، همان گونه که دستاورد های دوران اصلاحات را ذکر نکردن تجسم بی انصافی است . مساله اصلی ، پاسخ داده نشدن به ابهاماتی است که منتقدان حضور آقای خاتمی در انتخابات دارند و مساله تاکتیک غیر اخلاقی اصلاح طلبان است برای در صحنه رقصاندن رییس جمهور سابقا محبوب اصلاحات . صدای مخالفین را خفه کردن ، باعث به اجماع رسیدن فعالان مدنی وسیاسی باری حمایت از خاتمی نمی شود . فضای گفتگو را بسته نگاه داشتن ، گوش ها را گرفتن و از نقد ها گریختن ، دعوت کردن خودیها برای هلهله کشیدن و ... برای آقای خاتمی محبوبیت بیشتر ایجاد نمی کند . پرسشهای زیادی است که آقای خاتمی برای حضور در انتخابات باید پاسخ دهد و من حتم دارم که با توجه به شخصیتی که ایشان دارند ، حتما خود نیز از این کار استقبال می کنند . اگر پیروان بی تاب ایشان که برای بازگشت به قدرت لحظه شماری می کنند این فضا را فراهم کنند ، یقینا برای خود آقای خاتمی هم اتفاق بهتری خواهد افتاد . اما در حال حاضر حامیان ایشان از طریق ایجاد شوری بدون شعور ، سعی در خفه کردن انتقادات دارند و می خواهند با قرار دادن مردم بین دو قطبی احمدی نژاد – خاتمی همه چیز را سمبل کرده و به سود خود همه چیز را ختم به خیر کنند . این سماله جز ایجاد دافعه برای دانشجویان دارای قدرت تعقل و تصمیم و فعالین مدنی و سیاسی هیچ نتیجه ای در بر ندارد . خاتمی قهرمان نیست که بتوان بدون شعور و بدون کاربرد عقلانیت ، برایش حمایتی توده ای فراهم کرد . ضمن اینکه قهرمان ساختن از سیاستمداری معمولی و ضعیف و البته انسانی روشنفکر و وارسته از آقای خاتمی ، بیش از هر چیز برای ایشان ضرر دارد ، چرا که به قول خود حضرتشان به هر حال یزدی بودن با در خطر زیستن و در هیاهو فریاد کشیدن منافات دارد .
در آخر ، عده ای در دانشگاه فکر می کنند با حذف سایر تشکلها و کشاندن بازی خاتمی – احمدی نژاد به بسیج – انجمن می توان صداهای اصلی و مستقل جنبش دانشجویی را خفه کرد . نباید با دیدن داد و فریاد و شعارهای ( درود بر خمینی ، سلام بر خاتمی ) انجمن تهرانیها و مشارکتیها و ... تصور کرد کلیه اعضای جنبش دانشجویی تابع این بازی دوگانه اند . مسلما اگر تدابیر امنیتی برگزارکنندگان برای جلوگیری از ورود نیروهای منتقد و مستقل نبود ، صداهای دیگری نیز از سالن شنیده می شد . دانشجویان مانند مردم ایران فارغ از این دوقطبی سازیهای مجازی کار خود را می کنند و جلب آرای مردم و دانشجویان به سادگی دوازده سال پیش نخواهد بود .
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸٧/٩/٢٧ - البرز زاهدی
1 . صادق شجاعی و مهدیه گلرو و دو تن دیگر از بچه های علامه که از نزدیک نمی شناسم را بازداشت کرده اند . طبیعی است که این خبر هیچ تازگی خاصی ندارد و در این سالها بار ها و بارها این سناریوی تلخ از سوی وزارت اطلاعات تکرار شده است . شک ندارم که صادق و خانم گلرو و سایر دوستان در این میان نه تنها چیزی را از دست نمی دهند که سرفراز تر از پیش ، به زودی زود به خانه هایشان باز می گردند و در شهری که به قول بامداد " شهرخدایانش " بی سر و پایان دوزخی هستند ، زندان رفتن چیزی جز اعتباری فسخ ناشدنی و گواهی شجاعت و آزادگی نیست . امیدوارم هر چه سریع تر این دوستان به خانه هایشان و نزد همسران و خانواده های خود بازگردند .
2 . پویش " التماس از خاتمی " به دانشکده ما هم رسید . واقعا داستان از فرط مضحک بودن انسان را آزار می دهد . در کجای دنیا مردم برای منصب ریاست جمهوری به کسی التماس می کنند . آقای خاتمی هنوز نه تنها برنامه ای ارائه نکرده است ، نه تنها بابت کاستیها و سستیهایش از مردم ایران عذرخواهی نکرده است ، بلکه هنوز تکلیف خود و پیروانش را برای آمدن یا نیامدن مشخص نکرده است . اگر قرار است آقای خاتمی که برای شخصیتش احترام فراوانی قائل هستم ، به کورس رقابت باز گردد باید خیلی صریح خط قرمزهای خود را مشخص کند ، برنامه های خود را خیلی دقیق و خط کشی شده ارائه دهد و باید ثابت کند که آن خاتمی برگزار کننده مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم ( تقلبهای دور اول را به یاد بیاورید ) نیست . باید ثابت کند در مقابل حکم زندان نزدیک ترین یارانش بار دیگر سکوت نمی کند ، در مقابل به زندان افتادن دانشجویان حد اقل آنان را اراذل و اوباش خطاب نمی کند ، و برای دشمنان دموکراسی و مردم ایران زنده باد نمی فرستد . به شخصه باور ندارم او اینقدر تغییر کرده باشد که اگر به فرض محال چنین تضمینهایی را هم به ملت داد ، باز دغدغه ها و ابهامات دیگری در رای دادن به ایشان وجود دارد که حتما در فرصتهای آینده علاقه مندم به آنان بپردازم . مثلا این که آیا در صورت کاندیداتوری آقای خاتمی رای خواهد داشت ؟ آیا امکان پیروزی او در انتخاباتی که احمدی نژاد و محصولی ها مسوول برگزاری اش هستند وجود دارد ؟ آیا با روی کار آمدن خاتمی بار دیگر جناح تمامیت خواه به وحدت و یک پارچگی دوباره نمی رسند ؟ آیا خاتمی توانایی بازسازی اوضاع اقتصادی فاجعه بار کنونی را دارد ؟ آیا مدیریت کشور در حالی که زیر شدید ترین تحریمها قرار داریم و به نظر نیز نمی رسد که بار تحریمها سبک تر شود از عهده خاتمی بر می آید ؟ آیا با توجه به قیمت فاجعه بار نفت ، دولت او در مقایسه عوام با دولت پر ریخت و پاش احمدی نژاد سرفراز بیرون خواهد آمد ؟ از همه مهمتر ، آیا با توجه به تجربه پیشین و ضرباتی که از اصلاحات خورده اند ، بنیادگرایان اجازه پیشبرد حد اقلی سیاستهای اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی را به دولت او می دهند ؟ و آخر اینکه آیا خاتمی که هم اکنون از جایگاهی به نسبه آبرومند در نزد حداقل بخشی از مردم ایران برخوردار است ، تا آخر دوره ریاست جمهوری اش آبرومند باقی خواهد ماند ؟ سوالها بسیار بیش تر از این قبیل سوالاتی که مطرح شد ، هستند . به نظر می رسد آقای خاتمی با توجه به درایتی که دارد و با آگاهی از این مشکلات ، خودش نیز نیامدن را به آمدن ترجیح دهد . پس من هیچ نمی فهمم که تلاش دور و بریهای ایشان برای بازگشت به قدرت بر اساس چه منطق و مبنایی صورت می گیرد ؟ آیا شان مردم ما اینقدر پایین آمده است تا برای یکی از قهرمانان خاکستری شده شان باید کمپین راه بیندازند و از او خواهش کنند تا آنها را از چنگ بنیادگرایان برای چهار سال هم که شده نجات دهد ؟ تازه این که آقای خاتمی است ، اگر ما ماندلا که چه عرض کنم ، لخ والسا و واسلاو هاول داشتیم احتمالا با حکم قاضی آنان را محکوم به ریاست جمهوری مادام العمر می کردیم .
3 . پرسپولیس حسابی بی سرو وسامان است و حسابی حال ما را گرفته است . حتی بردهایش هم به آدم نمی چسبد . قطبی نباید می آمد و نباید اینگونه می رفت ، تا شاید بشود او را همچنان دوست داشتنی دانست . بعید به نظر می رسد با این اوضاع و احوال تیم امسال در آسیا یا در لیگ برتر نتیجه بگیرد . امیدواریم که البته اینطور پیش نرود .
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸٧/٩/٧ - البرز زاهدی
1 . باراک اوباما اولین رییس جمهور سیاه پوست آمریکا شد تا بار دیگر عبارت " سرزمین فرصتها " زینت بخش نام آمریکا باشد . سنت آمریکایی سنت آزادی و زندگی آمریکایی با تمامی محاسن و معایبش رویای بسیاری از ساکنان کره زمین است . رویای بسیاری از آنان که در آغاز هزاره سوم میلادی هنوز طعم کرامت انسانی ، آزادی و حقوق بنیادین انسان را در زندگی اجتماعی خویش نچشیده اند . قضاوت در مورد ماهیت دولت اوباما و تغییرات احتمالی سیاست داخلی و خارجی آمریکا اندکی زود خواهد بود ولی اوباما اینک برای بسیاری از آمریکاییان قهرمانی قبل از به میدان رفتن است . آنچه در مورد قضاوت در مورد او باید مد نظر قرار گیرد ، بیش از هر چیز وابستتگی به حزب دموکرات است . حزبی که علیرغم توجهی که به مسایلی لز قبیل حقوق بشر و آزادی در دنیا می کند ، عملکرد چندان مطلوبی در سیاست خارجی آمریکا نداشته است . خاطره وحشتناک ریاست جمهوری جیمی کارتر هنوز از ذهن بسیاری از ایرانیان پاک نشده است ، اگر چه بنای کارتر و سیاستش تنها تعدیل دیکتاتوری توسعه گرایانه محمد رضا پهلوی بود ، ولی زمینه را برای طوفان خانمان سوز پیش رو مهیا کرد . این بار اما همه چیز عوض شده است و حزب دموکرات با توجه به شناختی که از حکومت تهران دارد ، بعید است که بی گدار به آب بزند .برای تحلیل بیشتر از رخدادهای آینده در سیاست خارجی آمریکا ، تنها باید با زمان همراهی کرد .
2 . شرایط سیاسی ایران بیش از پیش و به طور مستمر رو به وخامت می رود . طوفانی که با گذر سالیان هر دم و هر زمان بیشتر شاخ و برگ درختان این باغ بلازده را می روفد و پیش می رود ، مطمئنا سر انجام به کوه استوار آزادی برخورد خواهد داشت . به نظر می رسد حاکمیت ایران تمامی بحرانهای شناخته شده در وادی نظر را یک جا و در کنار هم با خود حمل می کند. بحران مشروعیت ، بحران کارآمدی ، بحران توزیع ، بحران مشارکت و ... . آنچه به تداوم این مصیبت یاری رسانده است نه ذکاوت و نه سیاست ورزی حاکمان که انفعال توده مردم است که در برابر موج بلا سر خم کرده اند و سردرگم ، حیران و با ایمانی سست به فردا و زندگی بهتر ، تنها به گذران دوران می پردازند . مردمی که طی بیش از سی سال انقلاب خونین ، جنگ داخلی و سرکوب دهشتناک اوایل انقلاب ، جنگ هشت ساله با عراق را توام با سرکوب مداوم اجتماعی و حاکمیت تمامیت خواه ایدئولوژیک لبخند ستیز را تاب آورده اند امروز رمق برخاستن ندارند ولی بی گمان فردای موعود هر روز نزدیک و نزدیک تر می شود . حماقت دولتمردان و فقدان عقلانیت حد اقلی در دولتمردان ایران که با اتخاذ سیاستهای کاملا پوپولیستی و مصرف مدارانه در قبال بودجه جاری مملکتی ( نفت 69 دلاری در بودجه ) و عدم آینده نگاریشان بدون شک با توجه به افت قیمت نفت به زیر پنجاه دلار عواقب وحشتناکی برای جامعه و بالطبع حکومت خواهد داشت . آنچه در سال 1355 جامعه ایران را در آستانه طوفانی بزرگ و مخرب قرار داد ، امروز بار دیگر و به گونه ای دیگر در عرصه اقتصاد ایران در حال رخ دادن است . در مورد بحث ریاست جمهوری هم اندکی با توجه به قایم باشک بازی آقای خاتمی با مردم ، زمان تحلیل و بررسی همچنان نرسیده است ، اگرچه به طور کلی نهاد ریاست جمهوری در ایران ، اهمیتی ثانویه دارد و سیاست سازی کلان در ایران به نهادهای دیگری مطبوط می شود که انتخابی نیستند .
3 . سعید عزیز هم به جمع تبعیدیان در غربت پیوست . سعید مثل تقریبا تمام جوانان ایرانی که در جستجوی آینده ای بهتر و شفاف تر ترک کاشانه می کنند ، برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت . نقش سعید بدون شک دنه تنها در جمع دانشجویان لیبرال بلکه در شکل گیری پر رنگ اندیشه لیبرالیسم و آزادی خواهی در برابر رادیکالیسم کور سیاه و سرخ نقشی بسیار فراتر از حدود صرفا یک فعال دانشجویی بوده است . سعید که توانایی علمی و تشکیلاتی را توامان در کنار هم داشت ، با خصوصیات منحصر به فردش که عاری از جاه طلبی و قدرت پرستی و بدون گرایش به سیاست بازی سخیف و مبتذل شایع در ایران ( خاله زنکی سیاسی و تصفیه حسابهای شخصی ) توانست جمعی را شکل دهد که بدون شک در آینده ای مساعدتر ، بسیار بسیار بیش از اینها ، در تحولات سیاسی ایران قابل پرداختن خواهند بود . بهر حال امیدوارم سعید زودتر با کسب مدرک دکترای خود به ایران باز گردد و جریان لیبرال دانشگاهی را بیش از پیش از حضور خود بهره مند کند .
4 . این روزها به شدت درگیر آماده سازی برای امتحان کارشناسی ارشد هستم . مدتهای زیادی بود که نتوانسته بودم وبلاگم را به روز کنم و خلاصه ، حسابی دلم برای وبلاگ نویسی تنگ شده بود . بهر حال با قبولی در مقطع کارشناسی ارشد فرصت یادگیری زبان و یافتن دانشگاه های خارجی برای ادامه تحصیل را بدست خواهم آورد و تا وقتی در این بلاآباد روی این پاشنه می چرخد امکان نفس کشیدن در جهان آزاد را بدست بیاورم .
5 . شاهین نجفی معرکست . به معنای واقعی کلمه صدای عصیان نسل ماست . خدایش نگه دارد برای ایران و ما.
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸٧/۸/٢٤ - البرز زاهدی
به افتخار گل شیفته
الان دیگر گل شیفته فراهانی به حقش رسیده است و به یک بازیگر بین المللی تبدیل شده است . او نماینده سینمایی نسل ماست در هالیوود ، معتبر ترین سینمای جهان . یک لژیونر سینمایی تمام و کمال . از همه اینها گذشته آن چیزی که ارزشی خاص به این حضور بخشیده ، ظاهر شدن گل شیفته با حجاب دلخواهش روی فرش قرمز فیلم جدیدش است . او با این کار ضمن نشان دادن یک تصویر مدرن ، امروزی ، متجدد به جهان ثابت کرد که زن ایرانی مثل همه زنان کشورهای متجدد ، بر خلاف کلیشه ای که حکومت زورگوی ایران از زن نشان می دهد ، یعنی " یک موجود لچک به سر تو سری خور که در قوانین مملکتیش جونش اندازه بیضه چپ مرد ارزش داره " متجدد هستند و از شخصیتی دیگرگونه برخوردار هستند .
گل شیفته بدون در نظر گرفتن مصلحتهای احمقانه ای که عده ای آن را رعایت می کنند ، از بازجوییهای چند ساعته اش در ایران خبر داده و صریحا گفته است که به علت اذیت و آزاری که از سوی سیستم در انتظارش است علیرغم عشقش به ایران ، به میهن باز نمی گردد و در جهان آزاد باقی خواهد ماند .
زنده باد گل شیفته فراهانی که نصویرش چشم خیلی از حرامزاده های این مملکت رو از حدقه در میاره .
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸٧/٧/۱٧ - البرز زاهدی
شهریور 83 – دنشگاه تهران – روز ثبت نام :
درون صف ایستاده ام . با دقت دور و برم را نگاه می کنم . تصویرم به شدت متزلزل شده است . تصویری که اط طریق دیدن دور و اطرافیان دانشگاه تهرانی سعید برای خودم ایجاد کردم . احساس می کنم قیافه ها برایم یادآور دانشجویی که چند جانبه در رهنم حساب کرده ام نمی خورد . با دو نفر دوست شده ام . نفر اول رضا حسینی است که می گوید دانشجوی انصرافی دانشگاه شهید بهشتی است و دیگری موهای سرخ رنگی دارد و عینکی است و خودش را مجتبی معرفی می کند . در صف دخترها ، قیافه ها برایم کاملا بیگانه است و چند نفر هم که بینی هایشان چسب عمل دارد بیشتر از بقیه جلب توجه می کنند . احتمالا دماغ جدید هدیه خانواده برای ورود به دانشگاه است . تصاویر در ذهنم مغشوش شده اند . انتظار داشتم افراد بیشتری از پسرها و دختر ها را با تیپی که در ذهن داشتم مشاهده کنم . بیشتر بچه های دور و برم یا به زبان ترکی و یا به زبان لری صحبت می کنند . نه نشانی از دانشجویان باحال و Cool می بینم نه اثری از دانشجویان سیاسی و روشنفکر مااب پیدا می کنم . یکی دو نفر را که با شلوار لی میبینم خوشحال می شوم . یکی عضو شورای صنفی است و ورودی سال 82 . مدارکم کامل نیست و به همین علت ثبت نامم عقب می افتد .
مهر 83 – اردوی آشنایی :
با دوستانم مسعود و امین و رضا در سالن نشسته ایم . یک نفر از انجمن اسلامی ، دارد سخنرانی می کند و ما محکم برایش کف می زنیم . بچه ها روی سن می آیند و شعر می خوانند . یکی از بچه ها که نامش اشکان است ، شعری سیاسی می خواند و ما حسابی اندر حظ مانده ایم . تکیه کلام همیشگی را به کار می بریم و می گوییم : ایول . با کنجکاوی تمام بچه ها را نگاه می کنم تا بشناسم . متوجه می شوم شانسم را برای آشنایی با بچه ها باید در نوبت شبانه امتحان کنم . بیشتر بچه ها اهل تهرانند و امکان صمیصمی شدنم با آنها بیشتر است . دختر ها را هم خوب خوب خوب نگاه می کنم . سال اولی هستم و مقداری ندید بدید و این صحبتها . بچه ها و دوستان هر کدام با یک نگاه عاشق شده اند ماشا الله . اولین حرکت انتحاری را هم با مسعود و امین و رضا انجام می دهیم و هنگامی که بسیج سخنرانی اش را شروع می کند خیلی بی دلیل بلند می شویم و از سالن خارج می شویم و کلی هم تازه با شجاعتمان حال می کنیم .
آبان 83 – صحن دانشکده – در انجمن اسلامی :
از اینکه بچه های انجمن اسلامی حسابی من سال اولی را تحویل می گیرند خوشحالم . با یکی از آنها که هاشم نام دارد خیلی احساس دوستی می کنم . از یک جهت تصاویر ذهنی ام ارضا شده است و آن هم دیدن بچه ها سیاسی دانشکده است . یک نفر از آنها که نامش با یکی از متفکران مورد علاقه ام آقای کدیور یکی است ، به عنوان بزرگ فعالیت سیاسی دانشکده می شناسم . بعدا می فهمم ایشان فرزند آقای کدیور بزرگ هستند . از اینکه به من کاری برای انجام دادن می دهند در پوست خودم نمی گنجم . سعی می کنم پیش بچه ها و دوستان هم کلاسی قیافه آدمهای به شدت مهم را بگیرم . بهر حال به انجمن اسلامی رفت و آمد دارم . تازه از اینکه زیدآبادی و ابطحی و علوی تبار را از نزدیک دیده ام و از آنها سوالی هم پرسیده ام حسابی خوشحالم . راستش دلم هم برای یکی دو نفر از دماغ عملکرده های کلاس قیلی ویلی می رود . با امین بیشتر از سایرین دوست شده ام . با هم قدم زنان از دانشگاه بر می گردیم و من معمولا پیاده تا سر دو راهی یوسف آیاد قدم زنان می آیم . با یکی از بچه های انجمن به اسم دانیال هم صمیمی تر شده ام و از اینکه با سال بالایی ها رابطه برقرار کردم باز هم با خودم حال می کنم . دوران ، دوران چیزها و آدمهای جذاب است و احساس بزرگ شدن و مهم بودن می کنم . تازه آقای آقاجری هم در 18 آبان سخنرانی کرد و اولین مراسم دانشجویی ام را با مقدار زیادی جو تجربه می کنم . اولین یار دبستانی را با یاران دبستانی می خوانم . یک نفر از انجمن تهران به اسم حسین باقری بالا رفته و بلند داد می زند : " نماینده هر مقام و مسوولی غلط می کند تا به ساحت دانشگاه توهین کند " . اشاره به ضرب و شتم رییس دانشگاه علامه از سوی دانشجویان نزدیک به یکی از نهادها دارد . با شدت برایش دست می زنیم و شعار " مرگ بر استبداد " سر می دهیم . با خیال راحت ، بدون ترس و با آرامش . از اینکه دانشجوی دانشگاه تهران و دانشکده حقوق و علوم سیاسی اش هستم خوشحالم .
آذر 83 – جلوی دانشگاه فنی _ روز دانشجو :
آذر ماه خیلی سیاسی بود . اولین تجربه و بهترین تجربه انتخابات انجمن اسلامی را تجربه می کنم . انتخاباتی که صد در صد اشل کوچک یک انتخابات در ایرانی آزاد است . طیفهای مختلف برای حضور در انجمن برابر هم صف کشیده اند . بسیج ، روشنفکری مذهبی ، جمهوری خواهان و ملی گرایان سنتی . من در شورای اجرایی انتخابات هستم با حسین زرهانی و محبوبه کاظمی . ته دلم طرفدار روشنفکران مذهبی هستم اگرچه از نظر سیاسی نزدیکی بیشتری با جمهوری خواهان دارم ولی روابط دوستی را ترجیح می دهم . انتخابات سالم و آزاد با حضور تمامی جریانهای فکری موجود در دانشگاه ، از چپ لاییک تا راست مذهبی . بسیجی و کمونیست و لیبرال و روشنفکر دینی همه در نهاد انجمن اسلامی امکان فعالیت دارند . در و دیوار مملو از شعارهای درشت سیاسی است . گویی انجمن اسلامی دولت جمهوری اسلامی است که وعده هایی چنین بزرگ به دانشجویان می دهند . تنها ایراد برخی گروه ها به انجمن اسلامی اینست که چرا دانشجویان سال اول نمی توانند کاندیدای انجمن شوند . پاسخ گروه نزدیک به شورای مرکزی ارجاع به اساسنامه است . اینقدر فضا آزاد است که حتی نسبت به قوانین محدود کننده اساسنامه و قانون هم اعتراض وجود دارد . روز رایگیری تجربه ای تاریخی برای من و همه شاهدان روز انتخابات است .
مراسم 16 آذر برگزار می شود . خاتمی به دانشگاه تهران می آید . دانشجویان نسبت به سستیهای او معترضند . نماینده انجمن اسلامی دانشگاه از خاتمی می پرسد پس خط قرمز شما کجاست . نماینده بسیج می خواهد سخنرانی کند و دانشجویان او را هو می کنند . خاتمی دانشجویان را سرزنش می کند . از اینجا حمله به نفر دوم نظام شروع می شود . دانشجویان درست و نادرست ، جوانمردانه و ناجوانمردانه ، با انصاف و بی انصاف به شدید ترین شکل به رییس جمهور نظام حمله می کنند . به راستی همگان فراموش کرده اند در کدامین سرزمین زندگی می کنند . یک نفر با صدای بلند فحش می دهد . یک نفر پشتش را به خاتمی می کند . خاتمی در اوج عصبانیت به یکی از دانشجویان می گوید : " بنشین سر جایت " این بزرگترین و دیکتاتور ماابانه ترین حرکت او در طی 8 سال فعالیتش می شود . همه اعتراض می کنند . یک نفر از طرفداران اصلاحات که مانند اغلب هم مسلکانش از خاتمی به خاطر برگزاری انتخابات مجلس هفتم نا امید شده است می گوید ای کاش یک بار ، تنها یک بار به بحران آفرینان و دشمنان رای مردم می گفتی : " بنشین سر جایت " . اما این مرد اهل عمل نیست و چه تلخ در جواب شعار " بازم حرف " دانشجویان می گوید : می روم و اهل عمل می آیند و نتیجه اش را خواهید دید . هیچکس به این حرف فکر نمی کند . بعد از سخنرانی او جمعیت در برابر دانشکده فنی جمع شده و تریبون آزاد برگزار می شود و هر کس هر چه دل تنگش می خواهد می گوید . یک نفر از دانشجویان انجمن اسلامی دانشگاه مقاله حجاریان را در نفد شعار رفراندوم دانشجویان تحکیمی می خواند . هنوز آنقدر آزادی داریم که چنین حرفهایی را در نقد یکدیگر مطرح کنیم . بعد هم راه پیمایی ، شعار ، شکستن درب دانشگاه و سپس بازگشت به دانشکده و دانشگاه . این روز گذشت و خاتمی رنجیده خاطر از دانشجویان و دانشجویان رنجیده خاطر از رییس جمهور روزی محبوبشان از هم جدا می شوند .
بهمن 83 – کانون فیلم و عکس – دانشگاه تهران :
این روزها سخت مشغول فعالیت در کانون فیلم و عکسیم . فعالیتی فرهنگی و به یاد ماندنی . بلیطهای جشنواره فیلم فجر را که با محسن ( محمد پور ) و مجتبی تهیه کرده ایم می فروشیم . روزهای خوبی است . جان می دهد برای شیطنت کردن ...
کانونهای فرهنگی از سوی دانشجویان خوب دریافته نشده است . در آن جو سیاست زده این چیزها طبیعی است . دکتر معین برای فعال کردن بیشتر دانشجویان در عرصه فرهنگ به همت دکتر خانیکی چنین طرحی را ریخته اند و دانشجویان سیاسی به این کانونها بد بین هستند .
اسفند 83 – شیراز – همراه با اردوی انجمن اسلامی :
سفر شیراز سفری به یاد ماندنی است . با دوستان جدیدی در این سفر آشنا می شوم . با فرید صمیمی تر می شوم . با محسن و آرش و رضا و علی و ... دوست شده ام . این سفر برای ما کلی خاطره همراه دارد و عده ای تنها از اینکه چرا اتوبوس دختر ها و پسرها از یکدیگر جداست به مسوولین اردو معترضند . دوباره دلم با دیدن یکی از دخترها قیلی ویلی می رود ... به مقادیر زیادی با بچه ها می خندیم و حال می کنیم در این سفر .
خرداد 84 – دانشگاه تهران – صحن دانشکده :
صندلیها را برای امتحانات ترم دوم چیده اند . صندلیها محل مناسب برای بحثهای انتخاباتی است . در راهرو به راحتی می شود روزی چندین و چند گروه را دید که در مورد شرکت یا عدم شرکت در انتخابات بحث می کنند . همه بچه ها با هر تفکر و مسلک و مرام به دو گروه تقسیم شده اند : طرفداران شرکت و حمایت از معین و مخالفان شرکت و تحریم انتخابات . بحثهای آموزنده ای برای من سال اولی صورت می گیرد . روزهای عجیبی است . پر از بحث ، پر از حرف ، پر از استرس و فشار . هنوز نمی دانم در چه دوران سرنوشت سازی به سر می بریم . به خدا هیچ کس نمی داند . صبح تا ظهر بحث و ظهر تا شب ول گردی و خوش گذرانی در دانشگاه . من طرفدار شرکت در انتخاباتم . از معدود کسانی که به آینده اصلاحات همچنان امیدوار است . استدلال تحریمیها معمولا دو چیز است : اینکه باید گذاشت حکومت دست تندروها بیفتد تا تکلیف نظام را یکسره کنند و اینکه بالاتر از سیاهی رنگی نیست و اوضاع از این بدتر نمی شود . خشایار دیهیمی در یاس نو مطلب می نویسد . دیهیمی می گوید : هنوز طعم تلخ تمامیت خواهی را نچشیده ایم . اوضاع از این هم می تواند به مراتب بدتر شود . همه گروه ها نشریاتشان را در می آورند . فضا در داخل دانشگاه باز تر از بیرون دیوارهای دانشگاه است . چرا که دانشگاه ( تقریبا ) تحت سلطه دولت اصلاحات است . روزهای به یاد ماندنی ای هستند . مرغ تحریمیها یک پا بیشتر ندارد . اصلاح طلبان هم با راست و دروغ ، حرف حساب و حرف مفت ، با شعار واقعی و شعارهای تو خالی همه را به شرکت دعوت می کنند . دکتر معین یک چندم خاتمی هم کاریزما و جذابیت شخصیتی ندارد و هیچ کس نه به عامه مردم فکر می کند و نه نقاط ضعف دکتر معین . بالاشهر تحت تاثیر هاشمی است . پایین شهر یا تحریمی اند یا طرفدار قالیباف و لاریجانی . آذربایجان تحت نفوذ مهر علیزاده است . معین تنها در داخل دیوارهای دانشگاه رای دارد و خانه های نا پایدار روشنفکران . هنوز آنقدر پخته و آگاه نشده ام که بفهمم سرنوشت انتخابات در خیابانهای خاکی پایین شهر و در دستان چندین میلیون گرسنه رفم خواهد خورد نه در بحثهای روشنفکرانه ما . نه من می فهمم و نه کارگزاران اصلاحات و نه روشنفکران . معین در دانشگاه تربیت بدنی سخنرانی می کند . همه او را تشویق می کنیم و دلمان را به او بسته و نطق پر تپقش بسته ایم . حقیقت جو از شنیدن صدای پای فاشیسم سخن می گوید و کدیور از ظرفیتهای نا کافی قانون اساسی برای آزادی . شکوری راد معین را با مصدق اشتباه گرفته است و هی میم میم می کند . حال دانشجویان به هم می خورد از توهمات کور و نخوت امثال شکوری راد که با بزرگ کردن بیش از حد معین و مطالبات به خاطر قدرت شخصی تیشه به ریشه اصلاحات می زنند . انتخابات 27 برگزار می شود . ما شکست خورده ایم . بسیجیها همدیگر را در آغوش می گیرند . ههمه چیز از تقلب در انتخابات حکایت دارد . کروبی رای دوم بوده و در چندین دقیقه کاندیدای سوم شده است . هاشمی نفر اول است و به دور دوم می رود . احمدی نژاد با رایی نیمه واقعی و نیمه ساختگی با او به دور دوم می رود . کمی ترسیده ام ، اما بقیه را مانند خود نگران نمی بینم .
تیر 84 - منزل :
احمدی نژاد انتخاب شده است . هاشمی علیرغم تلاشهای عده زیادی از روشنفکران موفق به کسب آرا نمی شود . بسیاری اط طبقات متوسط و حتی بالا ، خورده ورژوازی ، طبقات کارگر و همه و همه روی احمدی نژاد اجماع کرده اند تا شخصی که عبایش جیب ندارد رییس جمهور نشود و یک نفر انسان مستقل !!!! که مخالف اختلاس و دزدی و فساد است و نظام را می خواهد اصلاحی اساسی بکند ، رییس جمهور شود . باید منتظر دوران جدیدی بود . تحریمیها با امیدواری از رسیدن روزهای آخر نظام صحبت می کنند . من هم باور کرده ام که اتفاق بدی نیفتاده است .
اوضاع و احوال شخصی هم پس از تجربه یک نیمچه رابطه نه چندان درست و حسابی بد نیست . بد نمی گذرد . با بچه ها روزهای خوبی را در ترم دوم گذراندم . به نظرم می آید خوب و کافی برای خودم حال کرده ام . منتظرم دانشگاه مثل هر سال دانشجوی شبانه بگیرد تا برای خودم آستین بالا بزنم . به همین راحتی و خوشی .
ادامه دارد ....
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸٧/٧/۱٢ - البرز زاهدی
