mail me mail me home page archive
روزهای حیرانی .........

دیدار تلخ با مرد عبا شکلاتی

<!-- /* Font Definitions */ @font-face {font-family:"Cambria Math"; panose-1:2 4 5 3 5 4 6 3 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:roman; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:-1610611985 1107304683 0 0 159 0;} @font-face {font-family:Calibri; panose-1:2 15 5 2 2 2 4 3 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:-1610611985 1073750139 0 0 159 0;} @font-face {font-family:Tahoma; panose-1:2 11 6 4 3 5 4 4 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:1627400839 -2147483648 8 0 66047 0;} /* Style Definitions */ p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal {mso-style-unhide:no; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; margin-top:0cm; margin-right:0cm; margin-bottom:10.0pt; margin-left:0cm; text-align:right; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; direction:rtl; unicode-bidi:embed; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-fareast-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} .MsoChpDefault {mso-style-type:export-only; mso-default-props:yes; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-fareast-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} .MsoPapDefault {mso-style-type:export-only; margin-bottom:10.0pt; line-height:115%;} @page Section1 {size:595.3pt 841.9pt; margin:72.0pt 72.0pt 72.0pt 72.0pt; mso-header-margin:35.4pt; mso-footer-margin:35.4pt; mso-paper-source:0; mso-gutter-direction:rtl;} div.Section1 {page:Section1;} -->

    محمد خاتمی بار دیگر به دانشگاه تهران آمد . آمدنی که این بار بر خلاف سال گذشته رنگ و بویی دیگر گرفته بود و طعم تبلیغات  انتخاباتی می داد . مراسم اما بدون شک برای برگزار کنندگانش با موفقیت به پایان رسید . همه چیز آن طور که باید پیش رفت .  حتی یک نفر از منتقدان دموکراسی خواه خاتمی اجازه نطق زدن پیدا کرد . سالن سرشار بود از اعضای شاخه جوانان حزب مشارکت و دانشجویان عضو انجمن های اسلامی دانشگاه تهران که بزرگترین حامیان جریان معتدل حاکمیت هستند .  معدود دانشجویان مستقلی که دارای نگاه انتقادی به بازکشت خاتمی و عملکرد سابق او داشتند هم از سوی حامیان او که به تعدادی شگفت انگیز رخت " انتظامات " به  تن کرده بودند ، یا ضرب و شتم شدند ، یا از سالن بیرون رانده شدند و یا در میان همهمه انبوه  دانشجویان اصلاح طلب ( از نوع مشارکتی و خاتمی چی ) صدایشان به جایی نرسید . نمایندگان جنبش دانشجویی بیرون از درهای سالن نظاره گر سخنان رییس جمهور سابق و سوت و هلهله حامیانش بودند . تلاشهای دانشجویان منتقد برای ورود به سالن در فضای امنیتی ایجاد شده بی نتیجه ماند . دانشجویان لیبرال متواضعانه خواهان طرح پرسش خود شدند که مسلما جوابی شایسته دریافت نکردند و مورد سانسور قرار گرفتند. این وضعیت برای دانشجویان دموکراسی خواه و نمایندگان دفتر تحکیم و انجمن اسلامی دانشجویی و  مستقل دانشگاه امیر کبیر هم تکرار شد . بی آنکه حتی یک جریان منتقد و مخالف اجازه ورود به سالن پیدا کند نماینده مسلما آزادی خواه و اصلاح طلب دانشگاه تهران که اجرای مراسم را بر عهده داشت ، مراسم را با شعار " زنده باد مخالف من " آقای خاتمی  به پایان برد و شوی آزادی خواهی آرام آرام به پایان رسید .

   من نیز چون بسیارانی بر این عقیده ام که آقای خاتمی به مراتب پیشرو تر ، صادق تر و آزاد اندیش تر از پیرامونیان امروزین خود است . آقای خاتمی  صادقانه اعتراف کرد که با وجود موانع ساختاری پیش رو ، چنین بازگشتی  جز تکرار شکست و بد تر شدن اوضاع نتیجه ای نخواهد داشت ( در نتیجه باید تدبیری دیگر اندیشید ) . او تلویحا از همراه نبودن گردانندگان اصلی نظام با آرمانهایش سخن گفت و در پرده آمدن شخص دیگری را که حساسیت کمتری روی او باشد و بتواند هر چند کمتر و تدریجی تر اصلاحات را پیش ببرد ، را مفیدتر دانست ( کروبی یا میرحسین یا ... ) . او همچنین از شفاف نبودن مواضع تئوریک اصلاحات گفت و با واقع بینی خطر بزرگ تقلب در آرای مردم را پیش بینی کرد . از رد صلاحیتی گفت که  به زعم خاتمی افرادی با صلاحیت تر از خود او را پشت درهای بسته  نظام سیاسی نگه میدارد و در بخشی از سخنانش به سستیها و عدم قاطعیت خود در برخی بزنگاه ها  اعتراف کرد . به نظر می رسد سخنان خاتمی بیشتر با مخالفان حضورش در انتخابات همسو باشد تا موافقانی که با پشمانی بسته ، جنون وار او را به سوی بازگشت هول می دهند و به هر طریق ممکن و با هر روش اخلاقی و غیر اخلاقی ، شانتاژ ، استفاده از سفسطه و مغالطه ، بازگشت به قدرت را جشن بگیرند . او البته مانند همیشه سخنان پر و پیمانی را ایراد کرد و از آزادی اندیشه گفت و از آزادی گروه های غیر دینی در دانشگاه ، از حق داشتن تشکل مارکسیستها و ... . حرفهایی که چندان جدید نبود و مسلما تا هنگامی که کوچکترین ضمانت اجرایی داشته باشد ، هیچ محلی از اعراب ندارد . این حرفها شعارهایی تو خالی و تبلیغاتی است که ارزش سیاسی ندارد ، چرا که همگان ناتوانیها و سستیهای آقای خاتمی را به خوبی به یاد می آورند . سستیهایی که صدای تک تک اصلاح طلبان ، حتی صدای شیخ محافظه کار اصلاحات ، شیخ کروبی را نیز در آورده بود ، چه رسد به بنیانگذاران پروژه اصلاحات ، حجاریان ها ، عبدی ها  ، گنجی ها و علوی تبار ها . اینجا قصد آن را نداریم که دلایل ضعف دولت اصلاحات را ریشه یابی کنیم و این کار حتما فرصتی دیگر می طلبد ، همان گونه که دستاورد های دوران اصلاحات را ذکر نکردن تجسم بی انصافی است . مساله اصلی ، پاسخ داده نشدن به ابهاماتی است که منتقدان حضور آقای خاتمی در انتخابات دارند و مساله تاکتیک غیر اخلاقی اصلاح طلبان است برای در صحنه رقصاندن رییس جمهور سابقا محبوب اصلاحات . صدای مخالفین را خفه کردن ، باعث به اجماع رسیدن فعالان مدنی وسیاسی باری حمایت از خاتمی نمی شود . فضای گفتگو را بسته نگاه داشتن ، گوش ها را گرفتن و از نقد ها گریختن ، دعوت کردن خودیها برای هلهله کشیدن و ... برای آقای خاتمی محبوبیت بیشتر ایجاد نمی کند . پرسشهای زیادی است که آقای خاتمی برای حضور در انتخابات باید پاسخ دهد و من حتم دارم که با توجه به شخصیتی که ایشان دارند ، حتما خود نیز از این کار استقبال می کنند . اگر پیروان بی تاب ایشان که برای بازگشت به قدرت لحظه شماری می کنند این فضا را فراهم کنند ، یقینا برای خود آقای خاتمی هم اتفاق بهتری خواهد افتاد . اما در حال حاضر حامیان ایشان از طریق ایجاد شوری بدون شعور ، سعی در خفه کردن انتقادات دارند و می خواهند با قرار دادن مردم بین دو قطبی احمدی نژاد – خاتمی  همه چیز را سمبل کرده و به سود خود همه چیز را ختم به خیر کنند . این سماله جز ایجاد دافعه برای دانشجویان دارای قدرت تعقل و تصمیم و فعالین مدنی و سیاسی هیچ نتیجه ای در بر ندارد . خاتمی قهرمان نیست که بتوان بدون شعور و بدون کاربرد عقلانیت ، برایش حمایتی توده ای فراهم کرد . ضمن اینکه قهرمان ساختن از سیاستمداری معمولی و ضعیف و البته انسانی روشنفکر و وارسته از آقای خاتمی ، بیش از هر چیز برای ایشان ضرر دارد ، چرا که به قول خود حضرتشان به هر حال یزدی بودن  با در خطر زیستن و در هیاهو فریاد کشیدن منافات دارد .

   در آخر ، عده ای در دانشگاه فکر می کنند با حذف سایر تشکلها و کشاندن بازی خاتمی – احمدی نژاد به بسیج – انجمن می توان صداهای اصلی و مستقل جنبش دانشجویی را خفه کرد .  نباید با دیدن داد و فریاد و شعارهای ( درود بر خمینی ،  سلام  بر خاتمی ) انجمن تهرانیها و مشارکتیها و ... تصور کرد کلیه اعضای جنبش دانشجویی تابع این بازی دوگانه اند . مسلما اگر تدابیر امنیتی برگزارکنندگان برای جلوگیری از ورود نیروهای منتقد و مستقل نبود ، صداهای دیگری نیز  از سالن شنیده می شد .  دانشجویان مانند مردم ایران فارغ از این دوقطبی سازیهای مجازی کار خود را می کنند و جلب آرای مردم و دانشجویان به سادگی دوازده سال پیش نخواهد بود .

    

  

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٧/٩/٢٧ - البرز زاهدی