خانه وبلاگ
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
البرز زاهدی
آرشیو وبلاگ
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
مهر ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
دی ۸٤
شهریور ۸٤
تیر ۸٤
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
لینک دوستان
امین ایزدی ( بایکوت )
منيرو روانی پور
عباس معروفی
اميرشاهی
امير حسين اعتمادی
لیبرالیسم رادیکال
آرش نراقی
مازیار بهروز
رشید اسماعیلی
علیرضا موسوی
جوجو
تیرداد بنکدار
خشت خام
صدای ما
احسان رمضانیان
انزوا
حمید شوکت
سپهر مساکنی
مجتبی بیات (ایست )
مهدی عربشاهی
علی ملیحی
احمد ابوالفتحی
تا فراموشی
ایران فرا
دست نوشته های یک دگر اندیش ( رشید )
نجات بهرامی
شاهین نجفی
سورنا هاشمی
وبلاگ فارسی
ليست وبلاگ هاي فارسي
اخبار ICT
مای پردیس
تالارهاي گفتگو
طراحی وب لاگ
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان
اخبار ایران
<!-- /* Font Definitions */ @font-face {font-family:"Cambria Math"; panose-1:2 4 5 3 5 4 6 3 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:roman; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:-1610611985 1107304683 0 0 159 0;} @font-face {font-family:Calibri; panose-1:2 15 5 2 2 2 4 3 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:-1610611985 1073750139 0 0 159 0;} @font-face {font-family:Tahoma; panose-1:2 11 6 4 3 5 4 4 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:1627400839 -2147483648 8 0 66047 0;} /* Style Definitions */ p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal {mso-style-unhide:no; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; margin-top:0cm; margin-right:0cm; margin-bottom:10.0pt; margin-left:0cm; text-align:right; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; direction:rtl; unicode-bidi:embed; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-bidi-font-family:Arial;} .MsoChpDefault {mso-style-type:export-only; mso-default-props:yes; font-size:10.0pt; mso-ansi-font-size:10.0pt; mso-bidi-font-size:10.0pt; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-bidi-font-family:Arial;} @page Section1 {size:595.3pt 841.9pt; margin:72.0pt 72.0pt 72.0pt 72.0pt; mso-header-margin:35.4pt; mso-footer-margin:35.4pt; mso-paper-source:0; mso-gutter-direction:rtl;} div.Section1 {page:Section1;} -->
لزوم تحول در قرائتهای تاریخی
" انسانها تاریخ را می سازند اما نه آنگونه که خود می خواهند . "
مارکس
هر ساله با رسیدن ایام پیروزی " انقلاب اسلامی " همگام با صدا وسیما و بسیاری از رسانه های ایرانی داخل و خارج از کشور ، طبیعتا موجی تبلیغاتی به راه می افتد و هر جریان فکری و سیاسی قهرمانانش را به مخاطبانش معرفی می کند . طبیعی است که قهرمانان انقلاب از دید " جمهوری اسلامی " رژیم برآمده از آن انقلاب ، اشخاص مشخصی هستند و شامل نیروهای مذهبی طرفدار انقلاب می شوند که با حکومت محمدرضا شاه پهلوی در نزاع بوده اند . جریان عمده دیگر " چپها " هستند که این انقلاب را متعلق به خود می دانند و در این ایام ، سعی در نشان دادن این مساله دارند که انقلاب سال 57 ، انقلابی اسلامی نبوده و بعدها رنگ و بوی اسلامی گرفته است . آنها معتقدند " خلق " بر علیه رژیم وابسته به امپریالیسم شاه خروشیده و به دنبال آرمانهای بزرگ چپ در ایران از قبیل برابری ، سوسیالیسم ، استقلال و آزادی ( به روایت مارکسیستی ) و ... بوده است و مسلما در این کار چندان هم موفق نمی شوند ، چرا که شواهد و قراین به تمامی خلاف ادعای آنان است و ماهیت این حرکت بزرگ توده ای را اسلامی نشان می دهد . اساسا تمامی رویدادهای تاریخی در ایران در حال حاضر دچار این دوگانگی تفسیری است که در بسیاری موارد این دو قرائت ، به یک دیگر نزدیک شده و تفسیر واحدی از حقیقت ارائه می کنند . اگر قرائت رسمی گروه فداییان اسلام را تکریم می کند ، چپها چریکهای فدایی خلق را مطرح می کنند ، اگر قرائت رسمی بزرگ ترین مشکل خاندان پهلوی را اسلام ستیزی آنان می داند ، قرائت چپ مشکل را در وابسته بودن شاه به نظام جهانی می بینند و بسیاری از این موارد که می توان وجه اشتراک آنان را در نگاهی ایدئولوژیک به تاریخ جستجو کردند . در هر دو دیدگاه دو جبهه همواره در حال جدال بوده اند ، دوزخیان و مردان حق و تاریخ همواره راوی سر افرازی سپاه حق علیه سپاه باطل است .
اما متاسفانه آنچه امروز مشاهده می شود ، رسوخ این قرائت ایدئولوژیک از تاریخ به افکار تاریخی دموکراسی خواهان و روشنفکران غیر ایدئولوژیک و نیروهای لیبرال و مترقی موجود است . با نگاهی به موضع گیریهای تاریخی بسیاری از روشنفکران ، دانشجویان و فعالان دموکراسی خواه و توسعه طلب می توان دریافت که قضاوت تاریخی آنان نیز با نیروهای ایدئولوژیک همسانی دارد . هنوز صفر قهرمانیان را بسیاری با " عباس امیر انتظام " و اکبر گنجی را که جز از مدارا و روشهای مسالمت آمیز نمی گوید با " امیر پرویز پویان " و " صفایی فراهانی " و " حمید اشرف " مقایسه می کنند و طرفه اینکه بسیارانی قائل به چنین مقایسه هایی نیز نیستند و قهرمانان تاریخی خود را فراتر از انسانهای زنده امروز می یابند .
امروز در عصر جهانی شدن حقوق بشر و لیبرالیسم ، از ساده اندیشانی کم فهم و تندرو که نه با استبداد پهلوی که با مدرنیزاسیون و توسعه و همسویی با جهان متمدن مبارزه می کردند ، چگونه می توان نامی به بزرگی برد . شجاعت و شهامت و پاکی و این صفتها کارایی چندانی برای قضاوت کردن در مورد شخصیتهای سیاسی ندارد و بی گمان در حوزه ادبیات و اخلاق کارایی بیشتری دارد . ترور و خشونت کار مرتجعین ایدئولوژی زده و دشمنان جهان آزاد است و بس . دست به سلاح بردن علیه پاسبانهای بی گناه " سیاهکل ها " و یتیم کردن فرزندانشان اگر جنایتی هولناک تر از قتل جزنی نبوده باشد ، کم تر هم نیست . آنان که دنیا را با عینک تار ایدئولوژی ، تنها سیاه و سپید دنیا را می دیدند و با شهامتی که تنه به تنه بلاهت می زد ، علیه جهان متمدن یا به تعبیر خود امپریالیسم تیغ می کشیدند ، شاید برای پیروان ایدئولوژیهای ورشکسته شده و جهنمی جهان امروز همچنان قهرمان باشند اما برای کسانی که امروز داعیه دفاع از لیبرالیسم و آزادی و جهان مدرن را دارند ، هیچگاه نمی توانند قهرمان به شمار بیایند و این بزرگترین سو تفاهم تاریخی تمام این سالهاست که باید یک بار برای همیشه حل شود .
باید دوباره خواند و دوباره وارسی کرد تا فهمید که آیا واقعا دغدغه چریکهای فدایی خلق و مجاهدین خلق و ... دموکراسی پارلمانی و آزادیهای فردی و سیاسی بوده است یا مبارزه با امپریالیسم و لیبرالیسم و آزادی از جنس آزادی استالینیستی و ایدئولوژیک آن ؟ آیا به راستی کسی که عضو فرقه دموکرات بوده است و علیه تمامیت ارضی ایران دست به کنش زده است اینگونه شایسته تقدیر و بزرگداشت است یا این که در جایی از این قضیه اشتباهی رخ داده است ؟ آیا مصدق السلطنه ، آن پیرمرد پوپولیست که خیابان را پارلمان واقعی می دانست و با لجبازی اش در نپذیرفتن پیشنهادات مناسب برای حل مساله نفت ، تا سالها هزینه زیادی را به مردم ایران تحمیل کرد آن اسوه خدشه نا پذیر آزادی است یا سیاستمداری ناشی و قدرت طلب که با اعمالش زمینه ساز از بین رفتن دموکراسی نیم بند آن سالهای ایران شد ؟! از دیگر سو باز هم مصادیقی هست برای نشان دادن این جابجایی نقشها و ارزشها در تاریخ معاصر ایران که قابل ذکر باشد ، اما مسلما شرایطی می طلبد که نگارنده برای بیان این مصادیق نیازی به خودسانسوری نداشته باشد .
تاریخ ما به بازخوانی مجددی نیاز دارد تا با تفسیری مدرن و هماهنگ با ارزشهای معتبر جهان آزاد ، قهرمانانش شناسایی شوند . مسلما اگر چنین اتفاقی صورت پذیرد ، بی شک جای بسیاری از قهرمان و ضد قهرمانان این تاریخ جابجا خواهد گشت . تاریخی که قهرمانش صفر قهرمانیان ، شخصیتی که به جرم همکاری با تجزیه طلبان و اقدام علیه تمامیت ارضی ایران با تخفیف به حبس ابد محکوم شده بود و ضد قهرمانش قوام ، بزرگ مردی که با کیاست و زیرکی خود تمامیت ارضی ایران را حفظ کرده است باشد ، تاریخی وارونه است و ملتی که الگوی دموکراسی اش ، پوپولیستی است که پارلمان را منحل می کند و اسطوره های آزادی خواهیش ، جانیانی باشند که حاضرند برای حفظ تشکیلات خرابکارانه خود دو نونهال بی گناه را تصفیه فیزیکی کنند ، هیچگاه به سرمنزل مقصود که هیچ ، به کوره راهی منتهی به توسعه و آزادی و پیشرفت هم نخواهد رسید . مسلما بحث حول این محور ، مجالی بسیار گسترده تر می خواهد و شرایطی که بتوان آزادانه مصادیقش را بررسی کرد ، مجال و شرایطی که بدون شک امروز نیست .
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸٧/۱۱/٢٦ - البرز زاهدی
